تدقیق

عن الرسول صلی الله علیه و آله: لیس القرآن بالتلاوة ولا العلم بالروایة ولکن القرآن بالهدایة والعلم بالدرایة

تدقیق

عن الرسول صلی الله علیه و آله: لیس القرآن بالتلاوة ولا العلم بالروایة ولکن القرآن بالهدایة والعلم بالدرایة

تدقیق به معنای دقیق نمودن موضوع مورد بررسی است. این نام را برای این وبلاگ برگزیده‌ام، زیرا فکر می‌کنم مهمترین چیزی که این روزها در دانش مدیریت به آن نیاز داریم، تدقیق دانسته‌ها است. ما چیزهای زیادی را در طول سالیان متمادی در حوزه مدیریت آموخته‌ایم. الان وقت آن است که به جای افزودن بدون توقف به این انبان دانش، نگاهی به عقب بیاندازیم، خطاهایمان را بشناسیم، نواقصمان را تکمیل کنیم و مهملاتی که به اشتباه در بین دانسته‌های ما جای گرفته‌اند را پاک کنیم.

سامانه مشابهت یاب متون سمیم نور

سایمون، پوزیتیویسم منطقی و تصمیم‌گیری

دوشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۲، ۰۸:۳۸ ب.ظ

یکی از حوزه‌های بحث برانگیز در مورد دیدگاه نظریه‌پردازان مدیریت، تمایلات فلسفی آن‌ها است. قبلاً جایی خوانده بودم که سایمون را باید یکی از متفکرین مدیریت دانست که پوزیتیویسم منطقی را وارد مدیریت دولتی کرده است. امروز که داشتم فصل سوم کتاب Administrative Behavior سایمون را می‌خواندم، به همین نکته برخوردم. او به وضوح بیان داشته بود که برای بررسی تفاوت ارزش و واقعیت، از رویکرد پوزیتیویسم منطقی استفاده می‌کند. خیلی واضح و روشن که برایم جای سؤال داشت چون اتفاقاً معمولاً کسی به این صراحت چنین ادعایی را مطرح نمی‌کند. بر اساس گزارش خود کتاب، اولین نگارش این کتاب در سال 1947 منتشر شده و از همان موقع هم مورد توجه صاحب‌نظران قرار گرفته است. سایمون در سال 1997 آخرین نگارش این کتاب را منتشر کرده و در سال 2001 درگذشته است. در این نگارش او سعی کرده است کتاب را به روز نماید. در همین راستا، در انتهای هر فصل، نکات جدیدی را مطرح کرده و به نوعی نظرات خود را کامل کرده است. در صفحه 68 کتاب، به نکته بسیار جالبی برخورد کردم که قاعدتاً باید برای شما هم جالب و خواندنی باشد. تصمیم گرفتم مطلب را در اینجا هم ذکر کنم. امیدوارم که در درک نظرات سایمون و درک اشتباهات فراوانی که در ارجاعات به نسخه‌های اصلی نظرات افراد یا تأویل و تفسیر آن‌ها رخ می‌دهد به ما کمک کند. اما نوشته سایمون:

My reference in the second paragraph of chapter III to logical positivism as providing the philosophical foundation for a treatment of “is” and “ought” as proved to be a red herring that has confused some commentators … I have no desire to defend logical positivism, but would simply observe that the chapter’s entire argument goes forward just as well if we replace “logical positivism” by “empiricism”, or if we simply refrain from labeling the argument as belonging to any particular school.

The fundamental point is that you can’t get an “ought” by any manner of careful reasoning, solely from a set of pure “is’s”.

…. I hope these brief comments will dispel any remaining confusion about is-ought distinction, and make it less controversial.

همان طور که  در متن هم واضح است، او تعلق خود به این مکتب فکری را رد نمی‌کند (هر چند تایید هم نمی‌کند) اما بیان می‌کند که هدف او از ارجاع به این مکتب، مطرح کردن یک محتوای مشخص بوده است و اگر هم نقدی هست باید بر این محتوا باشد، نه اینکه با اصل قرار دادن پوزیتیویسم منطقی، بحث را به حاشیه برد.

  • محمد مهدی علی‌شیری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی