مدتی است که قصد کردهام متون کلاسیک مدیریت را تورق کنم. یکی از کسانی که خیلی به خواندن کتابهای او علاقهمند هستم، هربرت سایمون است. در هر حوزهای از مدیریت که وارد شویم، نام سایمون شنیده میشود، آیا جالب نیست که کسی این همه اثر در رشته ما دارد، اما ما هیچ وقت کتابهای او را نمیخوانیم؟ به این قصد بود که دیروز به کتابخانه دانشگاه سر زدم. متاسفانه فقط یک رساله کوچک که مجموعه سه سخنرانی از سایمون بود را آنجا پیدا کردم. نام کتاب، The New Science of Management Decision بود. این سخنرانیها با هزینه بنیاد فورد و در دانشگاه نیویورک انجام شده بود. عنوان اصلی سخنرانیها هم جالب بود:
The Ford Distinguished Lectures
طبیعی است که نمیتوانم همه کتاب را نقل کنم. فقط نکات جالبی را که در متن دیدم و فکر میکنم به درد هم رشتهای های خودم یعنی متخصصین منابع انسانی بخورد را نقل میکنم:
- سایمون در ابتدای بحث، مدل خود از تصمیمگیری یعنی هوشیاری و جستجو، طراحی و انتخاب را توضیح میدهد. بعد در صفحه سوم کتاب میگوید: این مراحل تا حد زیادی با مراحلی که دیویی برای اولین بار برای حل مسئله بر شمرد در ارتباط هستند: مشکل چیست؟ بدیلهای ما کدامند؟ کدام بدیل بهتر است. مطرح شدن نام دیویی خیلی برایم جذابیت داشت. تابحال مطالعه خاصی در مورد آثار تفکرات دیویی بر مدیریت ندیده بودم (البته جستجویی هم انجام نداده بودم).
- در صفحات 4 و 5 سایمون بیان میکند که تصمیمگیری یکی از مهارتهایی است که باید در مدیران ایجاد شود. بعد بیان میدارد که مدیر فقط مسئول تصمیمگیری خودش نیست بلکه باید نظام تصمیمگیری زیر دستش را هم درست کند تا همه امور مرتبط با تصمیمگیری به خوبی در سازمان او انجام شود. به نظرم این همان رویکرد طراحی ساختار مبتنی بر تصمیمگیری است که میتوان روی آن کار کرد و ما توجه چندانی در طراحی ساختار به آن نداریم.
- در صفحه 6 سایمون بیان میکند که واژه Program را از برنامهنویسان کامپیوتر قرض گرفته است و بیان میکند که منظور از آن، تجویز یا استراتژی است که بر مراحل عکسالعمل سیستم به محیط پیچیده وظیفهای حکمفرما است. اولا این اشاره صریح او به منشا واژه میتواند برای خیلیها جالب باشد. البته خود او هم بیان داشته که این واژه در مدیریت، دقت معنایی آن در علوم کامپیوتر را ندارد. ثانیا واژه استراتژی را خیلی جدی نگیرید چون کتاب مربوط به سال 1960 میلادی است.
- عکس زیر مربوط به جدول انواع تصمیمات است که احتمالا خیلی از ما سر کلاسهای تحقیق در عملیات با آن آشنا شدهایم. به دیدنش میارزد. فکر میکنم دقت جالبی هم دارد:
دریافت فایل با کیفیت بالاتر
حجم: 985 کیلوبایت
نکته مهمی که در اینجا به چشم میخورد و در صفحات بعدی کتاب هم سایمون در مورد آنها صحبت میکند این است که او ساختار سازمانی را یکی از ابزارهای سنتی تصمیمگیری برنامهریزی شده میداند. این امر بدینجا منتهی میشود که او بیان میدارد بر اساس اصلی گریشام، وقتی ما با تصمیمات برنامهریزی شده و برنامهریزی نشده مواجه میشویم، تصمیمات برنامهریزی شده خود را بر دیگری تحمیل میکنند و سازمان تلاش میکند تا مسائلی که متضمن تصمیمات برنامهریزی نشده است را فدای حفظ ساختار و تصمیمات برنامهریزی شده خود نماید. از اینرو او پیشنهاد میدهد که حوزههایی مانند تحقیق و توسعه که کاملا با تصمیمات برنامهریزی نشده مواجه هستند، باید واحدهای سازمانی جداگانه داشته باشند. البته در این امر ملاحظاتی دارم، اما اولین بار است که منطقی برای این جداسازی میشنوم که تا حدی قابل دفاع است.
5. یکی از نکات خیلی جالب که در متن با آن مواجه شدم، این است که سایمون وقتی به مسئله تصمیمات برنامهریزی نشده میرسد تا حد زیادی اظهار میکند که هنوز در آن مقطع جواب دقیقی برای مسائل مرتبط با آنها وجود ندارد. اما در عین حال او پیشنهادهایی برای بهبود تصمیمگیری در این حوزه دارد که مطمئنا برای متخصصان منابع انسانی جالب خواهد بود: گزینش و چرخش شغلی! سایمون به وضوح بیان میدارد که اگر سازمان روی این دو عامل در حوزههایی که با تصمیمات برنامهریزی نشده مواجه میشود تکیه کند، میتواند امید زیادی به حل مشکلات خود داشته باشد. او تجربه حاصل از چرخش شغلی را که نوعی جعبه سیاه به شمار میآید، یکی از کلیدهای حل معضل در این حوزه میداند. جالب است که در کشور ما توجه چندانی به این امر نمیشود.
6. آخرین نکته جالبی که در این متن دیدم این است که سایمون با وجود علاقه فراوانی که به بحث طراحی سیستمها دارد، محدودیتهای فراوانی برای مدلهای تصمیمگیری کمی قائل است و خود از منتقدین استفاده بی حساب و کتاب از آنها است و به صورت خاص، سادهسازی مسائل سازمانی را در چارچوب مدلهای کمی زیر سوال میبرد.
راستش بخشهای پایانی کتاب را نخواندم چون در حوزه علاقه من نبود اما برایم جالب بود که سایمون در بیست و اندی صفحه، چقدر نکات جالبی را خاطر نشان کرده بود. فکر میکنم سایر آثار او هم قابل مطالعه و بررسی باشد. برای کسانی که میخواهند مطالب او را بیابند، کتابهای ذیل قابل توصیه هستند:
- Administrative Behavior
- Public Administration
- Models of Man
- Organizations
کتابی هم که از آن مطالب فوق را نقل کردم عبارت بود از (جالبه که ظاهراً در سال 1960 از ISBN خبری نبوده و بر اساس ویکیپدیا عملا در سال 1965 اختراع شده!):
Simon, H. A. (1960). The New Science of Management Decision. [Ford Distinguished Lectures. vol. 3.]. New York: Harper & Bros.