احتمالاً تابحال نکاتی را در مورد رابطه شخصیت با موفقیت شغلی شنیدهاید. من هم مانند بسیاری از دانشجویان مدیریت (و بعدها مدیریت منابع انسانی) از گوشه و کنار نکاتی را در این زمینه شنیده بودم. مثلاً یکی از نمونههای رایج آن این است که بهتر است متخصصان مالی یا حسابداری درونگرا باشند زیرا نباید اطلاعات محرمانه سازمان را در اختیار دیگران قرار دهند. این هم یکی از نمونه مسائلی است که ما بارها و بارها در طول دوره تحصیل با آن برخورد کردهایم اما هیچوقت به شکل جدی آن را مورد تحلیل و بررسی قرار ندادهایم.
بگذارید بحث را از همینجا شروع کنیم: آیا واقعاً مدیران مالی و حسابدارها باید درونگرا باشند؟
مطالعات مختلف و متعددی در این زمینه انجام شده است. بررسی این مطالعات نشان میدهد که اتفاقاً مبنای مورد توافقی برای نسبت دادن این ویژگی به حسابداران وجود ندارد. بیایید برخی از این مطالعات را مرور کنیم:
· Granleese, J., & Barrett, T. F. (1990). The social and personality characteristics of the Irish Chartered Accountant. Personality and Individual Differences, 11(9), 957-964.
این مطالعه نشان داده است که عمده حسابداران ایرلندی درونگرا هستند.
· Choo, Freddie. "Accountants' Personality Typology and Perceptions of Job‐Related Stress: An Empirical Study." Accounting & Finance 27.2 (1987): 13-23.
این مطالعه نشان داده است که در ادارک استرس شغلی تفاوت معناداری بین درونگراها و برونگراها وجود ندارد.
· Prentice, D., & Parker, D. J. (2000). INVESTIGATING THE PERSONALITY OF ACCOUNTING STUDENTS. BUSINESS AND BEHAVIORAL SCIENCES TRACK SECTION OF ACCOUNTING, 7(1), 256.
این مطالعه نشان میدهد که بیشتر دانشجویان حسابداری مورد مطالعه (در هفت دانشگاه امریکا) دارای روحیه برونگرا هستند.
هدفم در اینجا مرور کلیه تحقیقات انجام شده در این زمینه نیست اما می توان به تحقیقات دیگری اشاره داشت که نشان میدهند رضایت شغلی حسابداران با برونگرایی آنها رابطه مستقیم دارد. البته از سوی دیگر، وجود تحقیقاتی که نشان میدهد حسابداران باید درونگرا باشند (یا هستند) نیز قابل انکار نیست.
نهایتاً اینکه بر خلاف ظاهر، این مدعا یک مدعای متفق علیه نیست.
اما چرا این اتفاق رخ میدهد؟ در مورد این قضیه به صورت کلی صحبت خواهم کرد، اما در اینجا فقط به چند نکته مختصر اشاره میکنم:
1. باید تصورمان را نسبت به مفاهیم روانشناسی درست کنیم. درونگرایی و برونگرایی را باید روی یک طیف تعریف کرد نه به صورت صفر و یک. در این حالت همه افراد تا حدی درونگرا و تا حدی برونگرا هستند.
2. نکته دیگر اینکه بر خلاف تصوری که خیلی از ما ها داریم، تعداد درونگراها معمولا از برونگراها بیشتر است. مثلا در امریکا که در آن برونگرایی ترویج میشود، 53 درصد مردم درونگرا هستند! از اینرو، درونگرایی یک صفت غالب در جامعه است. بنا بر این طبیعی است که بررسی وضع موجود بسیاری از مشاغل ما را به درونگرایی برساند.
3. در جایی میخواندم که برونگرایی ارتباط خاصی با رازداری ندارد. آن چیزی که اکثر افراد از این حوزه مد نظر دارند پرحرف نبودن است. طبیعی است که این آیتم صرفا با یکی از زیر مولفههای بیگ فایو در ارتباط خواهد بود. در زمینه لزوم نبودن چنین ویژگی هم بررسی علمی دقیقی انجام نشده است. خود من تابحال بارها کسانی را دیدهام که اتفاقا بسیار پر حرف هستند اما به شدت رازدار و هیچ نکته مهمی را در طول بیان مفصل خود بیان نمیکنند.
در پست بعدی رابطه مولفههای شخصیتی و موفقیت شغلی را به طور کلی مورد بررسی قرار میدهم.