اکثر ما مدل تدوین استراتژی دیوید را دیدهایم. مدلی که در ابتدای آن با تعیین ماموریت مواجه هستیم. تعیین رسالت اولین بخش از فرآیندهای رایج مشاوره مدیریت استراتژیک را تشکیل میدهد و وقت و تاکید فراوانی بر آنها صورت میگیرد.
حال بیایید به شکل خلاصه این نکته را بررسی کنیم که کدامیک از نظریهپردازان اصلی مدیریت استراتژیک (با رویکرد تجویزی) بر روی چشمانداز تاکید کردهاند. افرادی که در این پست بررسی میشوند عبارتند از:
1. اندروز
مینتزبرگ در کتاب استراتژی سفری مدل زیر را به عنوان مدل نمونه اصلی مکتب دیزاین در آثار اندروز معرفی میکند.
همانگونه که مشخص است در این مدل کمترین اشارهای به مفهوم چشمانداز صورت نگرفته است.
1. آنسف
برخی از صاحبنظران معتقدند که آنسف یک پدیده خاص در مدیریت استراتژیک است و عملا او را بانی و نفر اصلی در مکتب برنامهریزی میدانند.
مدل زیر را از ترجمه کتاب انسف توسط آقای دکتر زندیه نقل میکنم.
2. پورتر
پورتر هم در آثار خود تدوین رسالت و به صورت خاص چشمانداز را در تدوین استراتژی به رسمیت نمیشناسد و اشارهای به آن نمیکند.
اگرچه مینتزبرگ در کتاب استراتژی سفری به مدلی اشاره میکند که بر نقش ارزشهای مدیران در شکلدهی به استراتژی تاکید دارد، اما باز هم در اینجا صحبتی از چشمانداز نمیشود.
اینها نظریهپردازان اصلی هستند که مدیریت استراتژیک روی دیدگاههای آنها بنا شده است. همانگونه که دیدیم هیچکدام از آنها جایگاهی برای استراتژی در تدوین استراتژی قائل نیستند.